بهینه سازی سایت

ثبت دامنه

آگهی رایگان

طراحی وب سایت

مواد شوینده

تبليغات|طراحی سایتX
پناهگاه
.
 تمنایم کن!9/7/1390


دیر گاهیست که شب می روید

دیر گاهیست که قلبم خالیست

از پس کوچه کسی هم که گذشت

با من و کوچه ی ما حرف نداشت

از تو میدانستم

از لبی بی احساس،که نگوید حرفی

حرف بی قاعده ام،شعر بی قافیه ام

تک و تنها یادت

اوج دنیای مرا می کاود

دیرگاهیست که تنهایی هم

به شب از من نه سراغی گیرد

نه ندایی داند

نه تو را خواهم دید

نه سراغم آیی

ماجرا ساده نبود

که فراموشی من خوب رود

شب از آن پنجره رفت

صبح بی حرف و کلام

دست من را به طلب از من خواست

پشت آن پنجره یک دنیا بود

یک تمنایی بود

که چه تنهایی ما رنگ گرفت

خالی از حادثه ام،خالی از حرف توام

نه تو را دارم و هیج

دیرگاهیست که تنها هستم

دیرگاهیست که خورشید مرا می بیند

و من از اوج که در آن بودم بیزارم

ای تو ای یادت خوب

تو چرا تنهایی؟

تو چرا از سر آن کوچه به غم میگذری؟

تو همان بودی تو

که به من می گفتی

عشق اینک بد نیست

دیرگاهیست طلب خاموش است

و اگر در دل من هم آیی

قلب من عاشق هست

طلب اما که،کجاست؟

ای که رویای شبانم بودی

دل من باز و صدایم با توست

از پس کوچه که بگذشتی باز

خواهی از ما خبری گیر به خواب

ای تمنایم تو،

در شب سرد

تمنایم کن

در شب از اشک کسی عاشق شو

در شب سرد

تمنایم کن.

نوشته شده توسط tamana | لینک ثابت || - نظر(8) -  
 تقصیر منه......10/6/1390

زن بودن در جامعه بي فرهنگ 

مسافر کناری مدام خودش را رویم می اندازد ، دستش را در جیبش می کند و در می آورد ، من به شیشه چسبیده ام اما هر قدر جمع تر می شوم او گشادتر می شود .. موقع پیاده شدن تمام عضلات بدنم از بس منقبض مانده اند درد می کنند ….

*(تقصیر خودم بود باید جلو می نشستم ..!!!)

 

مسافر صندلی پشت زانوهایش را در ستون فقراتم فرو می کند ، یادم هست موقع سوار شدن قد چندانی هم نداشت ، باید با یک چیزی محکم بکوبم توی سرش ، چیزی دم دستم نیست احتمالا فکر کرده خوشم آمده که حالا دستش را از کنار صندلی به سمت من می آورد….

*(تقصیر خودم بود باید با اتوبوس می آمدم ..!!! )

  

اتوبوس پر است ایستاده ام و دستم روی میله هاست ، اتوبوس زیاد هم شلوغ نیست و چشمان او هم نابینا به نظر نمی رسد ولی دستش را درست در 10 سانت از 100 سانت میله ای که من دستم را گذاشته ام می گذارد .. با خودم می گویم ” چه تصادفی ” و دستم را جابه جا می کنم … اما تصادف مدام در طول میله اتفاق می افتد …..

*(تقصیر خودم است باید این دو قدم راه را پیاده می آمدم !! )

 

پیاده رو آنقدر ها هم باریک نیست اما دوست دارد از منتها علیه سمت من عبور کند ، به اندازه 8 نفر کنارش جا هست ولی با هم برخورد خواهیم کرد … کسی که باید جایش عوض کند ، بایستد ، جا خالی بدهد ، راه بدهد و … من هستم …

*(تقصیر خودم است باید با آژانس می آمدم …!!! )

 

راننده آژانس مدام از آینه نگام می کند و لبخند می زند … سرم را باید تا انتهای مسیر به زاویه 180 درجه به سمت شیشه بگیرم .. مدام حرف میزند و از توی آینه منتظر جواب است ..خودم را به نشنیدن می زنم … موقع پیاده شدن بس که گردنم را چرخانده ام دیگر صاف نمی شود … چشمانش به نظر سالم می آید اما بقیه پول را که می خواهد بدهد به جای اینکه در دستم بگذارد از آرنجم شروع می کند … البته من باید حواسم می بود و دستم را با دستش تنظیم می کردم ….

*(تقصیر خودم است باید با ماشین شخصی می آمدم …!!! )

 

راننده پشتی تا می بیند خانم هستم دستش را روی بوق می گذارد… راه می دهم … نزدیک شیشه ماشین می ایستد نیشش باز است و دندانهای زردش از لبان سیاهش بیرون زده است … “خانم ماشین لباسشوئی نیست ها “…. مسافرهای توی ماشین همه نیششان باز می شود … تا برسم هزار بار هزار تا حرف جدید می شنوم …و مدام باید مواظب ماشین هایی که فرمانهایشان را به سمت من می چرخانند باشم …موقع رسیدن خسته هستم .. اعصابم به کلی به هم ریخته است....

*(تقصیر خودم است زن جماعت را چه به بیرون رفتن !!!)

برچسب ها :جامعه,فرهنگ,زن,فرهنگ جامعه,زن بودن,

نوشته شده توسط tamana | لینک ثابت || - نظر(3) -  
 آغاز...........29/5/1390
                              آري آغاز دوست داشتن است،گرچه پايان راه ناپيداست...
                          
                           من به پايان دگر نينديشم،كه همين دوست داشتن زيباست

برچسب ها :دوست,دوست داشتن,

نوشته شده توسط tamana | لینک ثابت || - نظر(5) -  
 عشق بازی زیر باران21/5/1390

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم.
دومین روز بارانی چطور؟پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود.
و سومین روز چطور؟گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد. وچند روز پیش را چطور؟به خاطر داری؟که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم...فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو..

                    "دکتر علی شریعتی"

برچسب ها :باران,عاشقانه,دکتر علی شریعتی,دکتر شریعتی,علی شریعتی,

نوشته شده توسط tamana | لینک ثابت || - نظر(4) -  
 روز پدر26/3/1390
      


            

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net



                                  تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net      باباها روزتون مبارک!

      تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

برچسب ها :روز پدر,پدر,

نوشته شده توسط tamana | لینک ثابت || - نظر(4) -  
 گذر عمر........23/3/1390

  بنشین کنار جوی و گذر عمر ببین
          
    این ترمم تموم شد پس فردا امتحانا شروع میشه و مصیبت. 
 البته اتفاق خاصی که نمیفته فوقش نمره کم میارم پس ذکر کلمه مصیبت درس نیس به جاش میگم.........

واژه ای پیدا نشد میگم همون
امتحان.

خدا کنه همه واحدا پاس بشه...........

برچسب ها :امتحان,

نوشته شده توسط tamana | لینک ثابت || - نظر(1) -  
 روز مادر مبارک!1/3/1390
 مامان جونم عاشقتم .....!
 

مامان بزرگ دوست دارم...................!

                              

                           روزتون مبارک!

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز                                             

برچسب ها :روز مادر,

نوشته شده توسط tamana | لینک ثابت || - نظر(5) -  
 عشق یعنی چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟22/2/1390





تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد



**********************************




تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد


دختری کنجکاو میپرسید: ایها الناس عشق یعنی چه؟

( ادامه مطلب )


برچسب ها :داستانک,عشق,عشق یعنی چه,دلبر,تاجر,عاشق,,

نوشته شده توسط tamana | لینک ثابت || - نظر(1) -  
 یادته.....27/1/1390


روزای خیلی طلایی یادته؟

روزای خیلی طلایی یادته؟ روز ترس از جدایی، یادته؟

روز تمرین اشاره یادته؟ شب چیدن ستاره یادته؟

شعرای کتاب درسی یادته؟ یادته گفتی می ترسی ،یادته؟

عکسمون تو قاب عکس و ، یادته؟ بله بدون مکث و یادته؟


دستمون تو دست هم بود یادته؟ غصه هامون کم کم بود، یادته؟

چشم نازت مال من بود یادته؟ دیدن من غدغن بود یادته؟

روزگار قهر و آشتی یادته؟ هیج کس و جز من نداشتی ، یادته؟


رویاهای آسمونی ،یادته؟ قول دادی پیشم بمونی، یادته؟

روزای بی غم و غصه یادته؟ ببینم اول قصه یادته؟


عصر ابراز علاقه یادته؟ خبر خوش کلاغه ،یادته

دست گرمت تو زمستون یادته؟ شونه من زیر بارون یادته؟

واسه خنده اجازه یادته؟ اونا که می گفتی رازه ؛ یادته؟



یادته فال های حافظ تو حیاط ؟ یادته قسم جون شاخه نبات؟

گل سرخا رو نچیدیم یادته؟ یه روزی هم و ندیدیم ؛ یادته؟

حرفامون سر صداقت یادته؟ تو ، تو مجازات خیانت ، یادته؟

پنهونی
سر قرارا ، یادته؟ تأخیرات توی بهارا یادته؟

گوش ندادیم به نصیحت، یادته؟ گشتنت دنبال فرصت یادته؟

دستات و میخوام بگیرم یادته؟ راستی تو ، بی تو می میرم یادته؟



دونه دادن به کبوتر یادته؟ خاطرات توی دفتر یادته؟

فال با نیت رسیدن یادته؟ طعم قهوه رو چشیدن یادته؟

واسه فال قهوه رو خوردن یادته؟ روزی صد بار بی تو مردن ، یادته؟

یادته دعا، یادته دعای زیر طاقیا ؟ کنار بوته های عقاقیا ؟

زیر اون درخت گیلاس، یادته؟ با دوتا شاخه گل یاس؛ یادته؟

یادته گفتن راز ،به قاصدک ؟ یادته، چه قدر به هم گفتیم، کمک ؟

فکر بودن توی قایق یادته؟ تو به من گفتی شقایق، یادته؟

پیش هم بودیم نذاشتن، یادته؟ اونا ما رو دوست نداشتن ،یادته؟

نامه بدون امضاء یادته؟ اسم مستعار رویا ، یادته؟

طرح اون انگشتر من یادته؟ پاسخ مختصر من یادته؟

فال حافظ شب یلدا ، یادته؟ اسمم و گذاشتی شیدا یادته؟

چیزی خواستیم از خدامون یادته؟ مستجاب نشد دعامون، یادته؟

چشمون زدن حسودا یادته؟ چشامون شد مثل رودا ، یادته؟

گفتی ما باید جداشیم یادته؟

گفتی ما باید جداشیم یادته؟ گفتی باید بی وفاشیم ، یادته؟

یه دفه ازم بریدی ؛ یادته؟ خط رو اسم من کشیدی ؛یادته؟

گفتی عشق تو هوس بود یادته؟ گفتی خوب بود ولی، بس بود یادته؟

حلقه من دست تو دیدم؛ یادته؟

حلقه من دست تو دیدم یادته؟ کلی سرزنش شنیدم ؛ یادته؟

چشم من به چشمت افتاد یادته؟کاری که دست دلم داد ؛ یادته؟


حالا اومدم، همون جا وایسادم؛

حالا اومدم همون جا وایسادم که تقاضای تو رو جواب دادم

دراوردم از دسم انگشتر و، جا گذاشتمش همونجا ، دفتر و

اما قول دادم به قلبم و خدا، دیگه دل ندم به عشق آدما

حیف شعری که نوشتم یادته ؛ شعر من بدم باشه، زیادته، حیف شعری که نوشتم یادته

شعر من بده ولی، زیادته ....................


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

برچسب ها :حیدر زاده,مریم حیدر زاده,یادته,

نوشته شده توسط tamana | لینک ثابت || - نظر(10) -  
 باید که عشق ورزید..............24/1/1390

 آوای باد انگار آوای خشکسالیست

دنیا به این بزرگی یک کوزه ی سفالیست

               باید که عشق ورزید باید که مهربان بود
                                    
               زیرا که زنده بودن هر لحظه احتمالیست                                
                                 
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

نوشته شده توسط tamana | لینک ثابت || - نظر(3) -  
 نگاه درست زندگی!16/12/1389

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net


Smileاینگونه
نگاه کنيد...

 

 


( ادامه مطلب )


برچسب ها :نگاه درست زندگی,نگاه,زندگی,

نوشته شده توسط tamana | لینک ثابت || - نظر(6) -  
 می شود...!9/12/1389

 باید فراموشت کنم ، چندیست تمرین میکنم، من میتوانم میشود آرام تلقین میکنم؛

 کم کم زیادم می روی، کم کم ز یادم می بری، این روزگار و رسم اوست

 این جمله را با تلخیش صد بار تمرین میکنم...!


                       
                           
                              
نوشته شده توسط tamana | لینک ثابت || - نظر(3) -  
 انتخاب واحد و اس ام اس...9/12/1389

  سلامی گرم به همه ی یاران!

 

  چه انتخاب واحد سختی پشت سر گذاشتم....

 

  کلی برنامه ریزی کردیم با دوس جون و باتی کلاس برداریمو خوش باشیم اما دریغ...! 

من نمی تونم این مسئولین دانشگاهو درک کنم آقای ر.م میگه به اندازه ی همه ی دانشجوها ظرفیت گذاشتیم یکی نیس بگه آخه مگه ما دانشجو نیستیم پس جامون کجاس؟ این چه سایتیه که دانشگاه داره که ظرفیت ورود داشجوهارو نداره؟

 

********                ********                  ********

 

 خوف دیگه از این قضایا که بذگریم گفتم تا اینجا اومدم یه کاری کرده باشیم ...این شد که یه سری اس ام اس خوب و قشنگ و زیبا قطار کردیم اینجا...

 

       عاشقانه ها:

 

  • کوچک باش اما عاشق که عشق میداند آئین بزرگ کردنت را.

                                                                   

  • بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه ی خاص تو با کسی.

 

( ادامه مطلب )


برچسب ها :اس ام اس,sms,

نوشته شده توسط tamana | لینک ثابت || - نظر(9) -  
 خدایا!21/11/1389

خدایا!

کفر نمیگویم

پریشانم

چه می خواهی تو از جانم

مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی 

خداوندا!

اگر روزی زعرش خود به زیر آیی

لباس فقر بپوشی

غرورت را برای تکه نانی

به زیر پای نامردان بیاندازی

و شب آهسته و خسته

تهی دست و زبان بسته

به سوی خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر میگویی

نمیگویی؟! 

خداوندا!

اگر در روز گرماخیز تابستان

تنت بر سایه ی دیوار بگشایی

لبت بر کاسه ی مسی قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف تر

عمارت های مرمرین بینی

و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر میگویی

نمی گویی؟!  

خداوندا!

اگر روزی بشر گردی

زحال بندگانت با خبر گردی

پشیمان میشوی از قصه خلقت

از این بودن از این بدعت 

خداوندا تو مسئولی!

خداوندا تو میدانی که انسان بودن وماندن

در این دنیا چه دشوار است

چه رنجی می کشد آن کس 

که انسان است و از احساس سرشار است...!

{دکتر شریعتی}

نوشته شده توسط tamana | لینک ثابت || - نظر(1) -  
 یه نکته...20/11/1389

 

همیشه از خدا بخواه تو رو تمنای دلی کنه که مثل دل خودت پر از محبت باشه...

نوشته شده توسط tamana | لینک ثابت || - نظر(3) -  
 فصل گلکاری در دانشگاه!!!!!!11/11/1389

  

  آخیش... بلاخره این امتحانا تموم شد وامید آن دارم که دوستان و رفقای عزیزکارنامه پرباری کسب کنن...       

ما که یکی پس از دیگری در برگه هایمان گلکاری نمودیم ...!

 گسسته گلباران شد... مدار نیزهم... آخ! آخ! آخ ! استاد شهیدی چه امتحان سختی برگزار کرده بود... آخه یکی نیس بگه استاد اینجا دانشگاه قلعه استا !! ....ریاضی آسون بودا نمیدونم چی شد که اونم گلباران شد...

خدا رحم کنه ...! اساتید مربوطه هم مروت وجوانمردی رو جوهره ی کار خودشون بکنن بد نیست...!

         تا درودی دیگر بدرود!

نوشته شده توسط tamana | لینک ثابت || - نظر(1) -  
 هدیه ورودم به 20 سالگی...19/10/1389

دیروز روز بزرگی بود...میلاد بزرگانی مثلا امام محمد باقر,شیخ الرئیس ابوعلی سینا و من... 

و از کلیه دوستانی که این روزو به من تبریک گفتند سپاسگذارم ... 

امسال بعد ار مامان و بابا و دادا، فاطی اولین کسی بود که تبریک گفت بعدشم که زهرا و نانا و عزیزومعصومه و الی و...که ازشون کمال تشکرو دارم و از اینجا اعلام میکنم دلم برای معصومه جونم که 2ساله ندیدمش تنگ شده... 

خلاصه کلوم دیروز همه چیو همه کس داش میگفت 20 ساله شدی رف...  

متن آهنگ رضا صادقی هم هدیه تولد خودم به خودم(در ادامه مطلب)

( ادامه مطلب )


نوشته شده توسط tamana | لینک ثابت || - نظر(5) -  
 سلاااااااااااااااااااااااااام.........17/10/1389

           سلام گرم مرا پذیرا باشید! 

من نوشتنو دوس دارم این شد که این وبلاگ متولد شد......

نوشته شده توسط tamana | لینک ثابت || - نظر(3) -  
 
 
بالا

كد آهنگ